الملا فتح الله الكاشاني

73

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

گواه و سوگند بودى ميان مدعى و مدعى عليه چون كسى دعوى داشتى نزد وى آمدى و عرض نمودى او را گفتى كه برخيز و سلسله را بگير اگر بر حق بودى سلسله را بگرفتى و اگر ناحق بودى سلسله بالا رفتى و دست او به آن نرسيدى و هم چنان آن سلسله به آن حال بود تا روزى مردى جوهرى گرانمايه نزد كسى بوديعة نهاده بود چون از او مطالبه كرد گفت من وديعة را به تو رد كردم مرافعه را بداود دفع كردند مردى كه وديعة نزد وى بود عصائى مجوف كرده بود و آن جوهر در ميان آن نهاده بود چون صاحب جوهر بر مدعى عليه دعوى كرد گفت من آن را به تو رد كردم وى از آن ابا نمود داود مدعى را گفت برخيز و دست بسلسله رسان مرد برخواست و گفت بار خدايا تو ميدانى كه من در اين دعوى صادقم و جوهر نزد اين كس است و بر او واجبست كه به من رد كند دست مرا بسلسله رسان تا حق بمركز خود قرار گيرد پس دست كرد بسلسله و آن را بگرفت داود مدعى عليه را گفت تو نيز برخيز و دست بسلسله رسان وى برخواست و آن عصا را بدست گرفت و صاحب وديعة را گفت كه اين عصاى مرا نگه دار تا من اين سلسله را بگيرم پس عصاى خود را به او داد و گفت بار خدايا دست مرا بسلسله رسان كه تو عالمى به آن كه من وديعة به او رد كردم اين بگفت و سلسله را بگرفت داود در اين كار متعجب فرو ماند جبرئيل فرود آمد و كيفيت اين صورت را بداود اخبار كرد داود آن مرد را طلبيد و جوهر را از او بستد و مكر و خديعهء او بر مردمان آشكارا گشت و حق تعالى به جهت شأمت آن مكر سلسله را به آسمان برد * ( وَلَوْ لا دَفْعُ اللَّه النَّاسَ ) * و اگر نبودى باز داشت خدا مردمان را * ( بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ ) * برخى از ايشان را ببرخى يعنى اگر خدا دفع كافران و مشركان نكردى بسبب جهاد مجاهدان با ايشان و مسلمانان را بر ايشان نصرة ندادى و شر و فساد ايشان از مسلمانان باز نداشتى به جهت جهاد * ( لَفَسَدَتِ الأَرْضُ ) * هر آينه تباه شدى زمين بظلمت كفر و غالب شدن كفار بر اهل اسلام و افساد و تباهى ايشان بر مسلمانان و يا آنكه بجهة شآمة كفار بركة از آسمان باز گرفتى و اصلا گياه از زمين نرستى و همهء مردمان و ساير حيوانات هلاك شدندى * ( وَلكِنَّ اللَّه ذُو فَضْلٍ ) * و لكن خداى خداوند فضل و كرم و رحمت است * ( عَلَى الْعالَمِينَ ) * بر عالميان در دنيا و آخرت * ( تِلْكَ ) * اين قصه هاى مذكوره از حديث الوف و تمليك طالوت و اتيان تابوت و انهزام جبابره و قتل جالوت كه متضمن معجزات واضحاتست * ( آياتُ اللَّه ) * نشانهاى قدرت خداوند است * ( نَتْلُوها عَلَيْكَ ) * ميخوانيم آن را بر تو يعنى چون كه جبرئيل آن را مىخواند بر تو بفرمان ما پس همان است كه ما بر تو ميخوانيم * ( بِالْحَقِّ ) * براستى و درستى و مطابق واقع كه ارباب